شکار گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکار گشتن . [ ش ِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) شکار گردیدن . شکار شدن . (یادداشت مؤلف ) : شکار یکی گشتی ازبهر آنک مگر دیگری را بگیری شکار. ناصرخسرو. و رجوع به شکار شدن و شکار گردیدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکار گشتن . [ ش ِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) شکار گردیدن . شکار شدن . (یادداشت مؤلف ) : شکار یکی گشتی ازبهر آنک مگر دیگری را بگیری شکار. ناصرخسرو. و رجوع به شکار شدن و شکار گردیدن شود.