واژه جو

شکرخیز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شکرخیز. [ ش َ ک َ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) جایی که شکر خیزد و در آنجا شکر عمل آورند. (ناظم الاطباء). شکرستان . شکرزار. (یادداشت مؤلف ). قریب به معنی شکرزار است . (آنندراج ) : من و مصری که شکرخیز بود خاک آنجا کوزه ٔ شهد شود حنظل افلاک آنجا. صائب تبریزی (از آنندراج ). و رجوع به شکرزار و شکرستان شود.

معنی شکرخیز | واژه جو