واژه‌جو

شکست رسیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شکست رسیدن . [ ش ِ ک َ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) شکست آمدن . دچار شکست شدن . ♦ شکست به جان رسیدن ؛ حرمان و نومیدی دست دادن : نه امّید عقبی نه دنیا به دست ز هردو رسیده به جانم شکست . فردوسی . و رجوع به شکست آمدن شود.

معنی شکست رسیدن | واژه‌جو