شکسته پایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکسته پایی . [ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ) حالت و صفت شکسته پای . پای شکسته داشتن . (یادداشت مؤلف ) : هرکه را این شکسته پایی داد آن لطف کرد و مومیایی داد. نظامی . رجوع به شکسته پا شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکسته پایی . [ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ) حالت و صفت شکسته پای . پای شکسته داشتن . (یادداشت مؤلف ) : هرکه را این شکسته پایی داد آن لطف کرد و مومیایی داد. نظامی . رجوع به شکسته پا شود.