شکفتگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکفتگی . [ ش ِ ک ُ ت َ / ت ِ ] (حامص ) حالت و چگونگی شکفته . (از ناظم الاطباء): نضرت، نضارت، شکفتگی درخت . (یادداشت مؤلف ). ◄ واشدن غنچه . ◄ واشدگی بهاردر حالت تبسم . (ناظم الاطباء). ◄ لبخند. شکفتگی روی . حالت تبسم داشتن . (از یادداشت مؤلف ).