شکنجه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ش کَ جَ یا جِ) [ په. ] ۱- (اِمص.) آزردن، اذیت کردن. ۲- (اِ.) رنج، آزار.مترادفها و واژههای مرتبطآزار، اذیت، ایذاء، تعذی، تعذیب، زجر، سیاست، ضرب، عذابواژه قبلی: شکنجواژه بعدی: شکنه