شکنج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ش کَ) (اِ.)۱ - چین و چروک. ۲- پیچ و خم.(~.) (اِ.) نوعی مار سرخ.مترادفها و واژههای مرتبطآژنگ، چروکپیچوخم، چین، شکن، مازواژه قبلی: شکن در شکنواژه بعدی: شکنجه