شیبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیبة. [ ش َ ب َ ] (اِخ ) ابن القیسی . تابعی است و از سعید جریری روایت کند و کنیت او ابوقلابه است . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به ابوقلابه شود.
شیبة. [ ش َ ب َ ] (اِخ ) کوهی است در مکه و همان کوهی است که مشرف به مروه میباشد. (از معجم البلدان ). ♦ جبل شیبة؛ کوهی است مشرف بر مروه . (منتهی الارب ). کوهی است بمکه که درآنجا نباش بن زراره فرودآمد، و آن متصل به کوه دیلمی و آن مشرف بر مروه است . (از معجم البلدان ).
شیبة. [ ش َ ب َ ] (اِخ ) مخلافی است در یمن میان زبید و صنعاء و آن در مخلاف جعفر ملک سباء ابن سلیمان الحمیری است . (از معجم البلدان ).