شیبت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیبت . [ ش َ ب َ ] (از ع، اِ) بمعنی ریش و لحیه : شیبت سپید در خاک مالید و بساط بارگاه بنثار جواهر پر کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٠٥). ◄ (اِمص ) پیری . (غیاث ) (دهار) : که شیبت درآمد بروی شباب شبت روز شد دیده برکن ز خواب . سعدی .