شیحان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیحان . [ ش َ ] (اِخ ) کوهی است مشرف بر تمام کوههای اطراف قدس . (از معجم البلدان ). کوهی بلند در حوالی قدس . (منتهی الارب ).
شیحان . [ ش َ ] (ع ص ) صاحب رشک و غیور. (منتهی الارب ). مرد غیور بسبب حذر بر ناموس خود. (از اقرب الموارد). ◄ مرد برحذر و بیمناک .(منتهی الارب ). ◄ اسب سخت نفس . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ دراز از هر چیز.(منتهی الارب ). طویل . (از اقرب الموارد). ◄ آنکه در دویدن نرمی کند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ مرد جد. (از اقرب الموارد).
شیحان . (ع ص ) دراز. (از اقرب الموارد).