شیدا کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیدا کردن . [ ش َ / ش ِک َ دَ ] (مص مرکب ) شیفته و واله ساختن : ناله ٔ بلبل سحرگاهان و باد مشکبوی مردم سرمست را کالیوه و شیدا کند. منوچهری . ◄ آشفته و بی خرد و دیوانه ساختن : ای کرده قال و قیل تو را شیدا هیچ از خبر شدت بعیان پیدا. ناصرخسرو. زر خرد را واله و شیدا کند خاصه مفلس را که خوش رسوا کند. مولوی .