شیر تو شیر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ق مر.) (عا.) هرج و مرج، بلبشو.واژه قبلی: شیرواژه بعدی: شیر شدن