صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۹۵۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست شمع در فانوس از پروانه خودکام ماست چشم تا وا کردهایم، از خویش بیرون رفتهایم نقطه آغاز ما همچون شرر انجام ماست از زبان شکوه ما عیش عالم تلخ شد تلخی کام شکر از تلخی بادام ماست ما که در بیت الحرام بیخودی داریم روی بادبان کشتی میجامه احرام ماست جای حیرت نیست صائب گر زمین گیرست دل سالها شد زیر سنگ از آرزوی خام ماست