صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۱۲۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هزار گرگ هوس در کمین عصمت توست چه وقت رفتن صحرا و سیر و صحبت توست؟ ز خط مگوی برات مسلمی دارم هنوز اول جوش بهار آفت توست زبان تهمت یک شهر را سخن دادن گناه خامشی شعلههای غیرت توست