صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۱۴۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
زلف مشکین تو سر در دامن محشر نهاد خط گستاخ تو لب را بر لب کوثر نهاد برنمی خیزد ز شور حشر، یارب بخت من در کدامین ساعت سنگین به بالین سر نهاد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
زلف مشکین تو سر در دامن محشر نهاد خط گستاخ تو لب را بر لب کوثر نهاد برنمی خیزد ز شور حشر، یارب بخت من در کدامین ساعت سنگین به بالین سر نهاد