صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۲۲۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
میان نور و ظلمت عالمی دارم، نمیدانم که شامم صبح یا صبح امیدم شام میگردد به گمنامی قناعت کن دل روشن اگر خواهی که در چشم نگین عالم سیاه از نام میگردد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
میان نور و ظلمت عالمی دارم، نمیدانم که شامم صبح یا صبح امیدم شام میگردد به گمنامی قناعت کن دل روشن اگر خواهی که در چشم نگین عالم سیاه از نام میگردد