صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۲۳۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خوشا دردی که مهرم از لب خاموش بردارد خوشا جوشی که از سر دیگ را سرپوش بردارد درین میخانه از خاکی نهادان چون سبوی می که بار دوش میگردد که بار از دوش بردارد؟ دم مشکل گشایی هست با مطرب که گر خواهد سبک چون پنبه سنگینی مرا از گوش بردارد