صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۲۷۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
به درویش از تهیدستی گوارا مرگ میگردد خزان فصل بهار مردم بیبرگ میگردد چراغی را که روغن میکشد دودی نمیباشد ندارد آه حسرت هر که شادی مرگ میگردد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
به درویش از تهیدستی گوارا مرگ میگردد خزان فصل بهار مردم بیبرگ میگردد چراغی را که روغن میکشد دودی نمیباشد ندارد آه حسرت هر که شادی مرگ میگردد