صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سجده گاه بوسه من نقش پای او بس است دست پیچ حسرتم زلف رسای او بس است از لب شیرین چه میخواهند خون کوهکن؟ زخم دندان تأسف خونبهای او بس است
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سجده گاه بوسه من نقش پای او بس است دست پیچ حسرتم زلف رسای او بس است از لب شیرین چه میخواهند خون کوهکن؟ زخم دندان تأسف خونبهای او بس است