صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۸۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در گرد خط نهان شد روی عرق فشانش خط غبار گردید دیوار گلستانش کوتاه بود دستم تا داشت اختیاری قالب چو کرد خالی شد بهله میانش آن شوخ پاکدامن تا لب ز بادهتر ساخت بوی امیدواری میآید از دهانش