واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۴۳۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

لازم یکدیگر افتاده است ناکامی و کام بیشتر از فصل‌ها در فصل گل باشد زکام

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۴۳۸ | واژه جو