صاحب درب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاحب درب . [ ح ِ دَ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) ظاهراً بمعنی مرزبان حاکم و یا رئیس باشد : و به نزدیک قشمیر رسیدند، چنگی بن سمهی که صاحب درب قشمیر بود به خدمت پیوست چو دانست که با افراط بأس و هیبت شمشیر او جز اسلام و استسلام چاره نیست . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٤٠٩).