صافی گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صافی گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) صافی گشتن . پاکیزه شدن : سخن چون زرّ پخته بی خیانت گردد و صافی چو او را خاطر دانا ز اندیشه بپالاید. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صافی گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) صافی گشتن . پاکیزه شدن : سخن چون زرّ پخته بی خیانت گردد و صافی چو او را خاطر دانا ز اندیشه بپالاید. ناصرخسرو.