صامسون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صامسون . (اِخ ) نام قریه ٔ بزرگی است در دامنه ٔ جنوبی کوه صامسون و قضای سو که از ولایت آیدین که بر روی ویرانه های شهر قدیم پریانه بنا شده است و بدینجا قلعه ٔ مخروبه ٔ قدیمی و آثار عتیق دیگرنیز دیده میشود. و این شهر سابقاً در ساحل واقع بوده لکن امروز از دریا دور است . (قاموس الاعلام ترکی ).
صامسون . (اِخ ) نام قصبه و اسکله ای درسنجاق جاهنگ به ولایت طرابوزان واقع در ٢٩٣هزارگزی شمال غربی طرابوزان در ٥٥ ثانیه و ١٨ دقیقه و ٤١ درجه ٔ عرض شمالی و ٣٤/١ طول شرقی دارای یازده هزار سکنه که یک ثلث آن مسلمان و دوسوم دیگر رومی و ارمنی و مذاهب دیگر است . در آن جامعی بزرگ و دو جامع کوچک و کلیسیاست و هوای آن معتدل است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
صامسون . (اِخ ) نام قضای مرکزی سنجاق جانیک از طرابوزان است، و از طرف مغرب با قضای بافره و از سوی مشرق با قضای چهارشنبه و از سمت جنوب با سنجاق آماسیه از ولایت سیواس و از جهت شمال به بحر اسود محدود و بانضمام ناحیه ٔ قواق دارای ١٨٣ قریه است . اراضی آن مرتفع و بیشتر آبهای آن در حدود جنوبی است و وارد رود مردایرماق میشود و از آنجا بدریا میریزد و یا مستقیماً وارد دریا میگردد. هوای این منطقه در نقاط مرتفع خنک میباشد. محصولات آن حبوبات گوناگون و مقدار بسیار تنباکوی اعلی و سبزیجات و میوجات گوناگون است و حیوانات اهلی بدانجا فراوان میباشند. قرائنی نشان میدهد که سابقاًاز معادن این منطقه بهره برداری میشده است . در ناحیه ٔ قواق یک نوع چوب جنگل به دست میاید و در قسمت جنوبی جنگل های فراوان یافت میشود. (قاموس الاعلام ترکی ).