صبیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبیر. [ ص َ ] (ع ص ) شکیبا. ◄ پذرفتار. (منتهی الارب ). پایندان . (مهذب الاسماء). ◄ معتمد قوم در امور ایشان . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) ابر سپید. (مهذب الاسماء). ◄ ابر سپید یا ابر سطبربالای ابر پاره یا ابر توبرتو یا پاره ٔ سپید متفرق وپریشان . ج، صُبر. ◄ نان تنک پهناور و مانند آن که بر آن دیگر مأکولات نهند. هر چه بر آن طعام عروسی برآرند. ◄ خوان . (منتهی الارب ).