صدوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صدوق . [ ص َ ] (ع ص ) همیشه راستگو. الدائم الصدق . (اقرب الموارد). راستگوی . (مهذب الاسماء). ◄ (اِ) دوست . ج، صُدُق و صُدق . (منتهی الارب ).
صدوق . [ ] (اِخ ) پیغمبری است . خدا وی را بهمراهی صادق و شلوم به پیغمبری به شهر انطاکیه فرستاد. مردم شهر تکذیب آنان کردند، درودگری جبیب نام بدیشان ایمان آورد و بعضی گفته اند که آنان در زمان فترت بوده اند. (تاریخ گزیده ص ٥٩). و رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ٩٣ شود.
صدوق . [ ص َ ] (اِخ ) محمدبن علی بن حسین قمی مکنی به ابوجعفر. رجوع به ابن بابویه در همین لغت نامه و رجوع به روضات الجنات و ریحانة الادب شود.