صرف نظر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صرف نظر کردن . [ ص َ ف ِ ن َ ظَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) صرف نظر. چشم پوشی . اغماض . تعمیة. غمض عین . رجوع به صرف نظر شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
چشمپوشی کردن، منصرف شدن، بازگشتن، ول کردن، رها کردن، واگذار کردن، بریدن، ترک کردن نادیده گرفتن باقی گذاشتن، واگذاشتن، بهامان خدا گذاشتن (ول کردن) انصراف دادن، تغییر عقیده دادن
واژگان فارسی سره واژهدان
چشم پوشی کردن
دل فروبستن، چشم پوشی کردن