واژه جو

صرف همت کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صرف همت کردن . [ ص َ ف ِ هَِ م ْ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) همت بر کاری گماشتن . صرف وقت کردن در پی کاری . کوشش کردن در چیزی یا در پی چیزی .

معنی صرف همت کردن | واژه جو