واژه جو

صرود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صرود. [ ص َ ] (معرب، اِ) سردسیر. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) : صرمایش نه سرمای صرود که زمهریرآن تگرگ از دماغ ریزد. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ٩).

معنی صرود | واژه جو