واژه جو

صرور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صرور. [ ص َ ] (ع ص ) حج ناکرده . ◄ مردی که گرد زن نگردد. (منتهی الارب ).

معنی صرور | واژه جو