واژه جو

صید گشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صید گشتن . [ ص َ / ص ِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) صید شدن . شکار شدن . به دام افتادن . اسیر صیاد شدن : بهر صیدی می شدی بر کوه و دشت ناگهان در دام عشق او صید گشت . مولوی .

معنی صید گشتن | واژه جو