ضبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضبة. [ ض َب ْ ب َ ] (ع اِ) سوسمار ماده یا یک سوسمار. (منتهی الارب ). ضبة المکون ؛ سوسمار که خایه بسیار دارد در شکم . (مهذب الاسماء). ◄ شکوفه ٔ خرما که گل نکرده باشد. ◄ پوست سوسمار که برای روغن پیراسته باشند. ◄ آهنی است پهن که بدان در را بند کنند. ج، ضَب ّ، ضِباب . ◄ (اِخ ) نام مردی است . ◄ (اِخ ) نام ماده شتر احبش بن قلع عنبری . (منتهی الارب ).
ضبة. [ ض َب ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است به تهامة. (منتهی الارب ). نام زمینی است و گویند دیهی است بتهامه بکنار دریا بدان سوی شام، و برابر آن ده دیگری است بنام بدا و آن ده یعقوب پیغمبر است . (معجم البلدان ).
ضبة. [ ض َب ْ ب َ ](اِخ ) ابن اد، عم تمیم بن مرّة است . (منتهی الارب ).