ضراء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ضَ رّ) [ ع. ] (اِمص.)<BR>۱- دشواری، تنگ دستی.<BR>۲- گزند، آسیب.<BR>۳- رنجوری.<BR>۴- قحط.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ضَ رّ) [ ع. ] (اِمص.) ۱- دشواری، تنگ دستی. ۲- گزند، آسیب. ۳- رنجوری. ۴- قحط.
(ضَ) [ ع. ] (مص ل.) نهان شدن، پنهان گشتن.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ضراء. [ ض َ ] (ع ص، اِ) درختان انبوه در وادی که در آن پنهان توان شدن . یقال : هو یمشی الضراء؛ اذا مشی مستخفیاً فیما یواری من الشجر. ◄ زمین نشیب با اندک درخت که جای میگیرد در آن ددان . (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد
بدبختی، تنگدستی، سختی، شدت، عسرت، فلاکت، نکبت آسیب، صدمه، گزند غلا، قحط