ضروح
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ضروح . [ ض ُ ] (ع مص ) کاسد گردیدن بازار. (منتهی الارب ).
ضروح . [ ض َ ] (ع ص ) ستور لگدزن . (منتخب اللغات ). اسب لگدزن . (مهذب الاسماء). اسپ بسیار لگدزن . اسپ دست و پا زننده، یا عام است . ◄ قوس ضروح ؛ کمان نیک دوراندازنده تیر را. (منتهی الارب ). کمان سخت که تیر را سخت جهاند. (منتخب اللغات ).