ضغو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضغو. [ ض َغ ْوْ ] (ع اِ) ضُغاء. بانگ روباه و گربه و مانند آن . (منتهی الارب ).
ضغو. [ ض َغ ْوْ ] (ع مص ) سست و کوفته گردیدن . ◄ ناراستی کردن و خیانت کردن مُقامر. ◄ نالیدن و بانگ کردن گربه و مانند آن . (منتهی الارب ). بانگ کردن روباه . (تاج المصادر).