ضیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضیر. [ ض َ ] (ع مص ) ضرر: لا ضیر علیکم ؛ ای لا ضرر فی تأخیر الصلوة بالنوم . ضور. گزند رسانیدن کار. (منتهی الارب ). گزند کردن . (دهار).مضرت کردن . (زوزنی ). ◄ گزند. ◄ زیان کردن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر). ◄ بیچارگی . ◄ احتیاج . (منتهی الارب ).