طاسک منجوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاسک منجوق . [ س َ ک ِ م َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب )منجوق . ماهچه ٔ علم . و طاسک چیزی است شبیه به طاس کوچک که در منجوق و پرچم تعبیه میشده است : ز موج خون که بر میشد بعیوق پر از خون گشته طاسکهای منجوق . نظامی .