طافح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فِ) [ ع. ] (ص.) مست شرابخواره که از خود خبر ندارد.مترادفها و واژههای مرتبطبیخود، شرابخواره، مدهوش، مست، سیاهمست، کچولشرابباره، دائمالخمرواژه قبلی: طاغیواژه بعدی: طاق