طبن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طبن . [ طُ ب َ ] (ع اِ) ج ِ طبنة. (منتهی الارب ).
طبن . [ طُ / طِ ب ُن ن ] (اِخ ) شهری در مغرب از سرزمین زاب که در منتهی الیه و پایان بلاد مغرب واقع است وگروهی از اعلام از این شهر برخاسته اند. و منسوب بدان طبنی است . (سمعانی ورق ٣٦٧ ب ). رجوع به طبنة شود.
طبن . [ طَ / طَ ب َ ] (ع مص ) فروپوشیدن آتش را تا نمیرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آتش در زیر خاکستر پنهان کردن تا نمیرد. (تاج المصادر بیهقی ).