طردکردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانبیرون راندنبیرون راندنمترادفها و واژههای مرتبطمطرود کردن، دور کردن، از خود راندنتبعید کردن، نفیبلد کردنکنار گذاشتنواژه قبلی: طرد شدهواژه بعدی: طردکردن