طولانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طولانی . (از ع، ص نسبی ) دیر. ◄ دراز. بسیار دراز. طویل . بطول . کثیرالطول : قلم به ختم سخن لب گزید یعنی بس که دلنشین نبود گفتگوی طولانی . درویش واله هروی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طولانی . (از ع، ص نسبی ) دیر. ◄ دراز. بسیار دراز. طویل . بطول . کثیرالطول : قلم به ختم سخن لب گزید یعنی بس که دلنشین نبود گفتگوی طولانی . درویش واله هروی .