ظاقور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ظاقور. [ ظاق ْ وَ ] (اِ) لقلق . لکلک : گر ندانی ز ظاقور بلبل بنگرش گاه نغمه و غلغل . منوچهری (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). این کلمه با ظاء مؤلف و قاف در فارسی عجیب است خاصه که دیگر فرهنگها از آن بیخبرند. در نسخه ای در کمال روشنی به همین صورت نوشته شده . برای معنی لکلک و لقلق، کلمات فالرغُس و فالرغوس و بلارج هم در فرهنگها ضبط شده، ولی ظاقور نمیتواند در این بیت تصحیف هیچیک باشد، واﷲ اعلم . در فرهنگ اسدی چاپی این کلمه را زاغور یعنی بازاء و غین نوشته اند و ظاهراً صحیح هم همان است .