عاذر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاذر. [ ذِ ] (ع ص ) مرد عذرخواه . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) رگ خون استحاضه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ نشان خستگی و پلیدی . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء).
عاذر. [ ذَ ] (اِخ ) نام مردی که بی ایمان مرده بود، عیسی (ع ) بعد از چهل سال او را زنده کرده مسلمان ساخته بود. (غیاث ). و رجوع به عازر شود.