عارض شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- پیش آمدن، رخ دادن. ۲- شکایت کردن، دادخواهی کردن.واژه قبلی: عارض افروختنواژه بعدی: عارضه