عارضه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ ض) [ ع. عارضه ] ۱- (اِفا.) مؤنث عارض. ۲- (اِ.) پیشامد، حادثه. ۳- بیماری، مرض. ج. عوارض.مترادفها و واژههای مرتبطبیماری، کسالت، ناخوشیاتفاق حادثه، رویدادآسیب، آفت، بلاواژه قبلی: عارض شدنواژه بعدی: عارضی