عام بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
همه جا مصداق داشتن، شامل بودن عمومیت یافتن، رواج یافتن، شایع شدن، احیا شدن، عام شدن، تداول یافتن، رایج شدن، فراگرفتن معمول بودن، عادت داشتن تداول داشتن، رایج بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
همه جا مصداق داشتن، شامل بودن عمومیت یافتن، رواج یافتن، شایع شدن، احیا شدن، عام شدن، تداول یافتن، رایج شدن، فراگرفتن معمول بودن، عادت داشتن تداول داشتن، رایج بودن