عباثر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عباثر. [ ع َ ث ِ ] (ع اِ) گیاهی است خوشبو. (از اقرب الموارد). ج، عبثران . یاقوت آرد: گیاهی است مانند قیصوم . (از معجم البلدن ).
عباثر. [ ع َ ث ِ ] (اِخ ) نقبی است که سرازیر میشود از جبل جهینه که هر کس از اضم به ینبع برود باید از آن عبور کند. (از معجم البلدان ).