عباس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عباس . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن فرج الریاشی البصری . از لغویان و روات و مورخان عرب بود. وی به سال ١٧٧ هَ . ق . در بصره متولدشد و به سال ٢٥٧ در فتنه ٔ صاحب الزنج به قتل رسید. او راست : کتاب الخیل و کتاب الابل و ما اختلف اسماؤه من کلام العرب، و کتابهای دیگر. (از الاعلام زرکلی ).
عباس . [ ع َب ْ با ] (ع ص ) صیغه ٔ مبالغه . بسیار ترش روی . (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) شیر بیشه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ شیری که شیران از او بگریزند. (از اقرب الموارد).
عباس . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) شاه عباس اول . رجوع به عباس اول شود.