واژه جو

عبدال آباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبدال آباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین . واقع در ٣٠هزارگزی باختر آبیک ونه هزارگزی راه عمومی و هوای آن معتدل است و ١٨٠ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولات آن غلات، چغندرقند، پنبه و جالیزکاری است شغل اهالی زراعت است صنایع دستی آنها گلیم و جاجیم بافی است راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران استان مرکزی ).

معنی عبدال آباد | واژه جو