عبدالعزیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبدالعزیز. [ ع َ دُل ْ ع َ ] (اِخ ) ابن عمربن عبدالعزیزبن مروان بن الحکم الاموی . یزیدبن ولید وی را امارت مکه و مدینه داد و مروان بن محمد نیز وی را در آن شغل ابقا کرد. در حدود سال ١٤٨ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
عبدالعزیز. [ ع َ دُل ْ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبیدالدراوردی جهنی . محدث است و گروهی بسیار از جمله سفیان از وی روایت کنند. نسبت او به دراورد قراء خراسان است . به سال ١٨٦ هَ . ق . به مدینه درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
عبدالعزیز. [ ع َ دُل ْ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبدالمحسن الانصاری الاوسی معروف به ابن قاضی حماة. شاعر و فقیه بود. او راست : لزوم مالایلزم در مجلدی بزرگ . به سال ٥٨٦ هَ . ق . به دمشق متولد شد و به سال ٦٦٢ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).